کاربر مهمان، به محفل ما خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )   امروز 19 شهريور ماه ، 1389
 
 
PersianMahfel.Com | پرشین محفل | جامع ترین بانک اطلاعاتی ایرانیان: تالار گفتمان

 
PersianMahfel.com :: نمايش موضوعات - شعر : و بعد از رفتنت...

شعر : و بعد از رفتنت...

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع    

   PersianMahfel.com صفحه اول انجمن -> ادبیات -> شعر های مختلف

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام

Saleh
مدیر سایت
مدیر سایت

وضعيت: آفلاين
16 دي ماه ، 1384
تعداد ارسالها: 1103
امتياز: 36604
تشکر کرده: 34
تشکر شده 24 بار در 23 پست

محل سكونت: ایران - خراسان شمالی

ارسالارسال شده در: پنجشنبه، 13 اسفند ماه ، 1388 16:24:03    موضوع مطلب: شعر : و بعد از رفتنت... پاسخ همراه با اعلان

شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی ، تو را با لهجه گلهای نیلوفر صدا کردم

تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم

پس از یک جستجوی نقره ای در کوچه های آبی احساس

تو را از بین گلهایی که در تنهایی ام رویید با حسرت جدا کردم

و تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی

دلم حیران و سرگردان چشمانی است رویایی

و من تنها برای دیدن زیبایی آن چشم

تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم.

همین بود آخرین حرفت

و من بعد از عبور تلخ و غمگینت

حریم چشمهایم را به روی اشکی از جنس غروب ساکت و نارنجی خورشید وا کردم

نمی دانم چرا رفتی؟

نمی دانم چرا، شاید خطا کردم

و تو بی آن که فکر غربت چشمان من باشی

نمی دانم کجا، تا کی، برای چه؟

ولی رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه می بارید

و بعد از رفتنت یک قلب دریایی ترک برداشت

و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد

و گنجشکی که هر روز از کنار پنجره با مهربانی دانه بر می داشت

تمام بال هایش غرق در اندوه غربت شد

و بعد از رفتن تو آسمان چشمهایم خیس باران بود

و بعد از رفتنت انگار

کسی حس کرد من بی تو تمام هستی ام از دست خواهد رفت

کسی حس کرد من بی تو هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد

کسی فهمید تو نام مرا از یاد خواهی برد

و من با آنکه می دانم تو هرگز یاد من را با عبور خود نخواهی برد

هنوز آشفته چشمان زیبای توام

برگرد

ببین که سرنوشت انتظار من چه خواهد شد

و بعد از این همه طوفان ِ وَهم و پرسش و تردید

کسی از پشت قاب پنجره آرام و زیبا گفت

تو هم در پاسخ این بی وفایی ها بگو در راه عشق و انتخاب آن خطا کردم

و من در حالتی ما بین اشک و حسرت و تردید

کنار انتظاری که بدون پاسخ و سرد است

و من در اوج پاییزی ترین ویرانی یک دل

میان غصه ای از جنس بغض کوچک یک ابر

نمی دانم چرا شاید به رسم و عادت پروانگی مان باز

برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم.

_________________
میزبانی وب ، ثبت دامنه ، طراحی سایت
>>>
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت


1- برای تشکر بر روی دکمه تشکر کلیک کنید .
2- پیشنهادات خود را برای ما ارسال کنید .

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo
پرشین محفل
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   

   PersianMahfel.com صفحه اول انجمن -> ادبیات -> شعر های مختلف

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group

آدرس سایت ها        |         تبلیغات رایگان        |         معرفی به دوستان        |         دفتر یادبود        |        تماس با ما


www.iransitco.com