لطیفه : رشتی . . .

لطیفه : رشتی . . .

پستتوسط Saleh » جمعه اسفند ماه 16, 1387 9:22 pm

مرد رشتی رو به زنش کرد و گفت : خانم جان پاشو برو نصف قرص وایاگرا را وردار بار امشب بخوریم کمی ماچ مالی کنیم .. زن با اعتراض به شوهرش گفت : همش دو تا دیگه قرص مونده ..اونم مال مهمونه !!!
در کل 1 بار ویرایش شده. اخرین ویرایش توسط Saleh در جمعه آذر ماه 20, 1388 5:28 pm .
Saleh
مدیر سایت
مدیر سایت
 
پست ها : 1279
تاريخ عضويت: جمعه دي ماه 15, 1384 12:00 am
محل سکونت: ایران - خراسان شمالی
کرده تشکر: 44 بار
شده تشکر: 42 بار

پستتوسط Saleh » جمعه اسفند ماه 16, 1387 9:37 pm

روزی به یک رشتی خبر رسید که چرا نشستی زنت رو هفت نفر با یه پیکان بردند .. رشتیه با تعجب گفت : اوه باریکلا نمی دانستیم پیکان هشت نفر جا داره ...
میزبانی وب ، ثبت دامنه ، طراحی سایت
>>> www.iransitco.com

1- برای تشکر بر روی دکمه تشکر کلیک کنید .
2- پیشنهادات خود را برای ما ارسال کنید .
Saleh
مدیر سایت
مدیر سایت
 
پست ها : 1279
تاريخ عضويت: جمعه دي ماه 15, 1384 12:00 am
محل سکونت: ایران - خراسان شمالی
کرده تشکر: 44 بار
شده تشکر: 42 بار

پستتوسط Saleh » جمعه اسفند ماه 16, 1387 9:48 pm

مردی رشتی پیش دکتر رفت و گفت: آقای دکتر بنده هر وقت به شالیزار میروم حالی به حالی میشم اما وقتی نزد خانم بر می گردم خبری نیست چی بکنم ؟ دکتر میگه : آیا شما تپانچه دارید ؟ آری آقای دکتر . به خانم بگویید هر وقت صدای طپانچه را از شالیزار شنید لخت بدود پیش شما و شما می توانید عملیات را انجام بدهید و او از دکتر تشکر کرد و بعد از مدتی برگشت پیش دکتر و گفت : آقای دکتر بنده را بیچاره کردی . چرا ؟ آقای دکتر فصل شکار مرغابی هاست . از هر گوشه که یک شکارچی تیر در می کنه . خانم بنده ..... ون لخت به آنسو میدود و ما رو بیچاره کرده !!!
میزبانی وب ، ثبت دامنه ، طراحی سایت
>>> www.iransitco.com

1- برای تشکر بر روی دکمه تشکر کلیک کنید .
2- پیشنهادات خود را برای ما ارسال کنید .
Saleh
مدیر سایت
مدیر سایت
 
پست ها : 1279
تاريخ عضويت: جمعه دي ماه 15, 1384 12:00 am
محل سکونت: ایران - خراسان شمالی
کرده تشکر: 44 بار
شده تشکر: 42 بار

پستتوسط Saleh » جمعه اسفند ماه 16, 1387 10:09 pm

روزی مردی رشتی قصد مسافرت کرد . ماژیکی تهیه کرد و آن را به پسرش داد و به او گفت : پسرم هر وقت مادرت کار خلافی کرد با این ماژیک روی او علامتی بگذار .پس از مدتی مرد بیچاره از مسافرت برگشت و به پسرش گفت : پسرم مامان کجاست ؟ پسر در جوابش گفت : بابا جان مامان نگو .. پلنگ بگو ؟؟؟
میزبانی وب ، ثبت دامنه ، طراحی سایت
>>> www.iransitco.com

1- برای تشکر بر روی دکمه تشکر کلیک کنید .
2- پیشنهادات خود را برای ما ارسال کنید .
Saleh
مدیر سایت
مدیر سایت
 
پست ها : 1279
تاريخ عضويت: جمعه دي ماه 15, 1384 12:00 am
محل سکونت: ایران - خراسان شمالی
کرده تشکر: 44 بار
شده تشکر: 42 بار

پستتوسط Saleh » جمعه اسفند ماه 16, 1387 10:12 pm

نظر ترک و قزوینی و رشتی را درباره زن پرسیدند ؟ ترک :مثل گل است هر شب باید آبش داد . قزوینی : مثل سکه از دو رویش می شود استفاده کرد . رشتی : مثل کتاب . هم خودت استفاده می کنی هم دیگران ...
میزبانی وب ، ثبت دامنه ، طراحی سایت
>>> www.iransitco.com

1- برای تشکر بر روی دکمه تشکر کلیک کنید .
2- پیشنهادات خود را برای ما ارسال کنید .
Saleh
مدیر سایت
مدیر سایت
 
پست ها : 1279
تاريخ عضويت: جمعه دي ماه 15, 1384 12:00 am
محل سکونت: ایران - خراسان شمالی
کرده تشکر: 44 بار
شده تشکر: 42 بار

پستتوسط Saleh » جمعه اسفند ماه 16, 1387 10:18 pm

یه رشتی با یه تهرونی تصادف می کنه . تهرونیه میاد پایین و نیگاه به سپر ماشین می کنه و میگه : ای مادرتو ... بین شپر رو چیکار کردی . بعد گلگیر رو نشون رشتی میده و میگه : ای خواهرتو ... ببین گلگیر چی شده . و .... و .... تهرونی ول کن نبوده . به دفعه رشتی بر می گرده به تهرونی میگه : آقا جان یه تصادف ساده شما رو حشری کرده ؟؟؟
میزبانی وب ، ثبت دامنه ، طراحی سایت
>>> www.iransitco.com

1- برای تشکر بر روی دکمه تشکر کلیک کنید .
2- پیشنهادات خود را برای ما ارسال کنید .
Saleh
مدیر سایت
مدیر سایت
 
پست ها : 1279
تاريخ عضويت: جمعه دي ماه 15, 1384 12:00 am
محل سکونت: ایران - خراسان شمالی
کرده تشکر: 44 بار
شده تشکر: 42 بار

پستتوسط Saleh » جمعه اسفند ماه 16, 1387 10:36 pm

روزی یه رشتی میره پیش نجار و میگه آقای نجار میشه یک کمد برای ما درست کنی که هر وقت درش رو باز می کنیم حسن آقا توش نباشه ؟
میزبانی وب ، ثبت دامنه ، طراحی سایت
>>> www.iransitco.com

1- برای تشکر بر روی دکمه تشکر کلیک کنید .
2- پیشنهادات خود را برای ما ارسال کنید .
Saleh
مدیر سایت
مدیر سایت
 
پست ها : 1279
تاريخ عضويت: جمعه دي ماه 15, 1384 12:00 am
محل سکونت: ایران - خراسان شمالی
کرده تشکر: 44 بار
شده تشکر: 42 بار

پستتوسط Saleh » جمعه اسفند ماه 16, 1387 10:41 pm

یه رشتی میره داروخانه و میگه ببخشید آقا یه قرص وایاگرا برای اسهال میخوام . دکتر میگه آخه عزیز من وایاگرا که برای اسهال خوب نیست . رشتی میگه : من نمیدانم آقای دکتر زنم گفت برو داروخانه یک وایاگرا بگیر بخور بلکه این آن سفت شه !!
میزبانی وب ، ثبت دامنه ، طراحی سایت
>>> www.iransitco.com

1- برای تشکر بر روی دکمه تشکر کلیک کنید .
2- پیشنهادات خود را برای ما ارسال کنید .
Saleh
مدیر سایت
مدیر سایت
 
پست ها : 1279
تاريخ عضويت: جمعه دي ماه 15, 1384 12:00 am
محل سکونت: ایران - خراسان شمالی
کرده تشکر: 44 بار
شده تشکر: 42 بار

پستتوسط Saleh » جمعه اسفند ماه 16, 1387 10:41 pm

رشتی مست میاد خونه . کلید رو از جیبش در میاره و میگه : این کلید بنده در رو باز میکنه و میگه این حیاط بنده . میره تو اتاق خواب و میگه : این اتاق خواب بنده . می بینه زنش خوابیده . میگه این زن بنده . می بینه یه مردی پیش زنش خوابیده . میگه : این هم خود بنده !!
میزبانی وب ، ثبت دامنه ، طراحی سایت
>>> www.iransitco.com

1- برای تشکر بر روی دکمه تشکر کلیک کنید .
2- پیشنهادات خود را برای ما ارسال کنید .
Saleh
مدیر سایت
مدیر سایت
 
پست ها : 1279
تاريخ عضويت: جمعه دي ماه 15, 1384 12:00 am
محل سکونت: ایران - خراسان شمالی
کرده تشکر: 44 بار
شده تشکر: 42 بار

پستتوسط Saleh » جمعه اسفند ماه 16, 1387 10:46 pm

رشتی به منزل میره و میبینه زنش چسان فسان کرده . میپرسه ؟ خانم جان کجا میری ؟ میرم بدم و بیام . برو اما جای دیگه نری ها !!!
میزبانی وب ، ثبت دامنه ، طراحی سایت
>>> www.iransitco.com

1- برای تشکر بر روی دکمه تشکر کلیک کنید .
2- پیشنهادات خود را برای ما ارسال کنید .
Saleh
مدیر سایت
مدیر سایت
 
پست ها : 1279
تاريخ عضويت: جمعه دي ماه 15, 1384 12:00 am
محل سکونت: ایران - خراسان شمالی
کرده تشکر: 44 بار
شده تشکر: 42 بار

پستتوسط Saleh » جمعه اسفند ماه 16, 1387 11:02 pm

زن رشتی با مردی روی تخت مشغول بود . مرد رشتی سر رسید و مرد زیر تخت قایم شد . مرد رشتی به زنش گفت : زن جان چرا لختی ؟ زن : فهمیدم تو میایی لخت شدم .. این مرتیکه زیر تخت چیکار می کنه ؟ والا زیر تخت رو که نمی دانم ولی بالای تخت غوغا می کنه !!
میزبانی وب ، ثبت دامنه ، طراحی سایت
>>> www.iransitco.com

1- برای تشکر بر روی دکمه تشکر کلیک کنید .
2- پیشنهادات خود را برای ما ارسال کنید .
Saleh
مدیر سایت
مدیر سایت
 
پست ها : 1279
تاريخ عضويت: جمعه دي ماه 15, 1384 12:00 am
محل سکونت: ایران - خراسان شمالی
کرده تشکر: 44 بار
شده تشکر: 42 بار

پستتوسط Saleh » جمعه اسفند ماه 16, 1387 11:13 pm

رشتی به خانه رفت و با عصبانیت به زنش گفت : همه پرده ها رو بکن . زن همه پرده ها رو از جا کند . – حالا بیا بشین می خوام بی پرده با هات صحبت کنم !!
میزبانی وب ، ثبت دامنه ، طراحی سایت
>>> www.iransitco.com

1- برای تشکر بر روی دکمه تشکر کلیک کنید .
2- پیشنهادات خود را برای ما ارسال کنید .
Saleh
مدیر سایت
مدیر سایت
 
پست ها : 1279
تاريخ عضويت: جمعه دي ماه 15, 1384 12:00 am
محل سکونت: ایران - خراسان شمالی
کرده تشکر: 44 بار
شده تشکر: 42 بار

پستتوسط Saleh » جمعه اسفند ماه 16, 1387 11:43 pm

رشتی با دوست ترکش زن بسیار زیبایی رو بلند کردند و بردند بیابان . رشتی گفت : اول نوبت من و ترک قبول کرد و از ماشین رفت بیرون . بعد از مدت زیادی برگشت و دید دوستش بیهوده در حال تلاشه و تا دوستش رو دید گفت : آو..... تو کجا بودی ؟ اینجا تاریکه و من هیچی نمی بینم و از دوستش خواست چراغ قوه رو روشن کنه و بندازه رو موضع . ترک همین کار رو کرد ولی باز برای رشتی افاقه ای نکرد . رشتی که خجالت زده شده بود گفت : احمق تو چراغ رو خوب نمی گیری و با عصبانیت چراغ از ترکه گرفت . ترک که حسابی تحریک شده بود و از شر چراغ هم خلاص در یک چشم بهم زدن ترتیب زن رو داد . رشتی گفت : ببین احمق . چراغ رو اینطوری نگهمیدارند !!!
میزبانی وب ، ثبت دامنه ، طراحی سایت
>>> www.iransitco.com

1- برای تشکر بر روی دکمه تشکر کلیک کنید .
2- پیشنهادات خود را برای ما ارسال کنید .
Saleh
مدیر سایت
مدیر سایت
 
پست ها : 1279
تاريخ عضويت: جمعه دي ماه 15, 1384 12:00 am
محل سکونت: ایران - خراسان شمالی
کرده تشکر: 44 بار
شده تشکر: 42 بار

پستتوسط Saleh » جمعه اسفند ماه 16, 1387 11:45 pm

روزی یه رشتی رفت ماهیگیری . وقتی تور ماهیگیری رو کشید بالا یه پری دریایی توی تور افتاده بود . با خودش گفت : اره ماهی دیده بودیم . سگ ماهی دیده بودیم . کوسه ماهی دیده بودیم . ولی دیگه جنده ماهی ندیده بودیم
میزبانی وب ، ثبت دامنه ، طراحی سایت
>>> www.iransitco.com

1- برای تشکر بر روی دکمه تشکر کلیک کنید .
2- پیشنهادات خود را برای ما ارسال کنید .
Saleh
مدیر سایت
مدیر سایت
 
پست ها : 1279
تاريخ عضويت: جمعه دي ماه 15, 1384 12:00 am
محل سکونت: ایران - خراسان شمالی
کرده تشکر: 44 بار
شده تشکر: 42 بار

پستتوسط Saleh » جمعه اسفند ماه 16, 1387 11:48 pm

مرد رشتی با موتورش به در خانه رسید . از توی اتاق خواب صدای مردی بگوشش رسید که می گفت : این لبها مال کیه ؟ این سینه ها مال کیه ؟ این رونها مال کیه ؟ و زنش جواب می داد : مال تو . مرد رشنی سوار موتور شد و به سرعت فرار کرد و رفت پیش رفیقاش و جریان رو براشون تعریف کرد . دوستانش گفتند عجب خری هستی چرا نرفتی تو با یارو دعا کنی ؟ گفت : والا ترسیدم چند دقیقه دیگه وایسم موتورم هم مال مرتیکه بشه
میزبانی وب ، ثبت دامنه ، طراحی سایت
>>> www.iransitco.com

1- برای تشکر بر روی دکمه تشکر کلیک کنید .
2- پیشنهادات خود را برای ما ارسال کنید .
Saleh
مدیر سایت
مدیر سایت
 
پست ها : 1279
تاريخ عضويت: جمعه دي ماه 15, 1384 12:00 am
محل سکونت: ایران - خراسان شمالی
کرده تشکر: 44 بار
شده تشکر: 42 بار

بعدي

بازگشت به لطیفه

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 0 مهمان

cron