تو چقدر نیستی...!

تو چقدر نیستی...!

پستتوسط Saleh » شنبه اسفند ماه 30, 1387 2:45 am

من، تا زانو، خنک در بیکران دریای آبی،

و تو،

که نیستی...

سایه ام بر آب شناور؛ در ادامه اش،

که تو هنوز نیستی...

بند دلم وا شده، افسار میخواهم چرمی!

و تو اصلاً نیستی...

شکستم امروز بیشتر از همیشه، چه شکستنی...

و تو همچنان نیستی...



راستی هیچ دقت کرده ای؟ که تو نیستی؟!

من، کنارم نیمکت خالی،

و تو نیستی...

دستان عشاق را میبینم، بر انگشتان هم قفل، حسرتم جاری،

و تو هنوز نیستی...

دختران دلبری میکنند، هر کدام به نوعی!

و تو هم نیستی...

من بر تختم به خود میپیچم تنهایی،

و تو که نیستی...

سرم بر شانه هایم، چه وزن سنگینی،

و تو اصلاً نیستی...

حرفهایم گوش کم می آورد گاهی،

تو چرا نیستی...؟

دلم به کوچه ها میزند، اما بن بست تنگ دل تو را خواهد،

و تو نیستی...

ته وجودم خالی ست، پُرِ حضور تو را خواهد،

اما... نیستی...

بودن ام بهانۀ بودن بی نظیر تو را دارد،

و تو زیادی نیستی...



راستی تو چقدر نیستی...!

اندامت را خواهم تا دوباره به وجدم آری،

اما تو نیستی...

نازت را خواهم تا نفروشی و دوباره بخرم به بوسه ای،

و تو همچنان نیستی...

لدای زیبای خود را خواهم، تا بار دیگر به زمینم آری،

و تو طولانی نیستی...

امروز که بیشتر از همیشه حضورت را خواهم،

تو چقدر نیستی...
Saleh
مدیر سایت
مدیر سایت
 
پست ها : 1279
تاريخ عضويت: جمعه دي ماه 15, 1384 12:00 am
محل سکونت: ایران - خراسان شمالی
کرده تشکر: 44 بار
شده تشکر: 42 بار

پستتوسط Saleh » شنبه اسفند ماه 30, 1387 2:47 am

اس ام اس میزنم و شکایت میکنم که چرا پیشم نیستی، میدونم تقصیر تو نیست ولی وقتی پسرت میخواد لج کنه دنبال دلیل نیست! هنوز کلی کار داری، ترجمۀ این کتاب رو باید تموم کنی، تو این چند وقت هم حسابی تنبلت کردم با شیطونیهام! و... میدونم عقبی.

آرومم میکنی با حرفات، عین جملۀ اس ام اِسِت: " سرتو بذار تو بغلم، از پشت سرت برگه هامو ویرایش میکنم...!"    الهی.... عسل گلهای بهاری من...!  گفتم: " قربون این تصویر سازیت...".  اما نگفتم چرا، اینجا میگم:

آخه منو یاد صحنه های اول فیلم “Indecent Proposal” _پیشنهاد بی شرمانه_ انداخت... اونجا که دیوید مشغول کارشه و دختره (دایان) میاد رو پاهاش میخوابه و دستای دیوید رو میگیره و آروم میبره زیر لباسش.... دیوید هم یه نیم نگاه همراه با لبخند بهش میندازه، با دست راستش نقشۀ خونه اش رو میکشه و با دست چپ اندام دایان رو ناز میکنه...

        نمیدونم اینی که نوشتم شکوه گویه بود یا نه! اما درکت میکنم خانمی... کاش... خودت میدونی...
میزبانی وب ، ثبت دامنه ، طراحی سایت
>>> www.iransitco.com

1- برای تشکر بر روی دکمه تشکر کلیک کنید .
2- پیشنهادات خود را برای ما ارسال کنید .
Saleh
مدیر سایت
مدیر سایت
 
پست ها : 1279
تاريخ عضويت: جمعه دي ماه 15, 1384 12:00 am
محل سکونت: ایران - خراسان شمالی
کرده تشکر: 44 بار
شده تشکر: 42 بار


بازگشت به عشقولانه

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 0 مهمان

cron