لطیفه : قزوینی . . .

لطیفه : قزوینی . . .

پستتوسط Saleh » جمعه اسفند ماه 16, 1387 9:17 pm

از یک قزوینی پرسیدند : آهنگ دلخواه تو چیه ؟ گفت : عشق من برگرد !!!
در کل 1 بار ویرایش شده. اخرین ویرایش توسط Saleh در جمعه آذر ماه 20, 1388 5:29 pm .
Saleh
مدیر سایت
مدیر سایت
 
پست ها : 1279
تاريخ عضويت: جمعه دي ماه 15, 1384 12:00 am
محل سکونت: ایران - خراسان شمالی
کرده تشکر: 44 بار
شده تشکر: 42 بار

پستتوسط Saleh » جمعه اسفند ماه 16, 1387 9:22 pm

درویشی به دروارزه قزوین < یاهو یا هو کنان وارد می شه .. یعد از مدتی پرسه زدن موقعی که می خواست از شهر خارج بشه می گفت یوهو یوهو !!!
میزبانی وب ، ثبت دامنه ، طراحی سایت
>>> www.iransitco.com

1- برای تشکر بر روی دکمه تشکر کلیک کنید .
2- پیشنهادات خود را برای ما ارسال کنید .
Saleh
مدیر سایت
مدیر سایت
 
پست ها : 1279
تاريخ عضويت: جمعه دي ماه 15, 1384 12:00 am
محل سکونت: ایران - خراسان شمالی
کرده تشکر: 44 بار
شده تشکر: 42 بار

پستتوسط Saleh » جمعه اسفند ماه 16, 1387 9:48 pm

مردی به قزوین رفت و شهر رو خالی از مردان دید . از زنی سوال کرد که مردان شما کجا رفته اند ؟ زن گفت : رفته اند بیابان . مرد با کنجکاوی به بیابان میره و می بینه که همه مردها تاقباز و لخت و ... یر در ست دراز کشیده اند . مرد جلو رفته و از یکی سوال می کنه که شما ها اینجا چیکار می کنید ؟ مرد قزوینی میگه : بالام جان شنیدیم اینجا قراره چند تا چتر باز بیان پایین !!!
میزبانی وب ، ثبت دامنه ، طراحی سایت
>>> www.iransitco.com

1- برای تشکر بر روی دکمه تشکر کلیک کنید .
2- پیشنهادات خود را برای ما ارسال کنید .
Saleh
مدیر سایت
مدیر سایت
 
پست ها : 1279
تاريخ عضويت: جمعه دي ماه 15, 1384 12:00 am
محل سکونت: ایران - خراسان شمالی
کرده تشکر: 44 بار
شده تشکر: 42 بار

پستتوسط Saleh » جمعه اسفند ماه 16, 1387 9:49 pm

یه روز پسر بچه ای بقصد گردش به قزوین میره . مردی قزوینی به او تجاوز کرده و پسر جوان دست و پا زنان فریاد میزنه و تقاضای کمک می کنه . مرد قزوینی میگه بیچاره اینجا اینقدر کمک کمک نکن اگه کسی برای کمک بیاد به کمک من میاد .!!!
میزبانی وب ، ثبت دامنه ، طراحی سایت
>>> www.iransitco.com

1- برای تشکر بر روی دکمه تشکر کلیک کنید .
2- پیشنهادات خود را برای ما ارسال کنید .
Saleh
مدیر سایت
مدیر سایت
 
پست ها : 1279
تاريخ عضويت: جمعه دي ماه 15, 1384 12:00 am
محل سکونت: ایران - خراسان شمالی
کرده تشکر: 44 بار
شده تشکر: 42 بار

پستتوسط Saleh » جمعه اسفند ماه 16, 1387 9:55 pm

روزی گزارشگری به قزوین رفت و از یه قزوینی پرسید : نظر شما راجع به اینکه قزوین استان نشد چیه ؟ قزوینی در پاسخ گفت : والا بالان جان ناراحت نشدیم . همین که پشتشان را به ما کردند برای ما بس بود
میزبانی وب ، ثبت دامنه ، طراحی سایت
>>> www.iransitco.com

1- برای تشکر بر روی دکمه تشکر کلیک کنید .
2- پیشنهادات خود را برای ما ارسال کنید .
Saleh
مدیر سایت
مدیر سایت
 
پست ها : 1279
تاريخ عضويت: جمعه دي ماه 15, 1384 12:00 am
محل سکونت: ایران - خراسان شمالی
کرده تشکر: 44 بار
شده تشکر: 42 بار

پستتوسط Saleh » جمعه اسفند ماه 16, 1387 10:16 pm

زنی قزوینی با معشوقش خلوت کرده بود که ناگهان شوهرش سر رسید . مرد از زن پرسید کا حالا چکارکنیم ؟ زن گفت همینطور که لخت هستی مثل یک روبات ثابت بایست و خودت رو سفت کن . مرد قزوینی داخل اطاق شد و از زنش پرسید : زن جان این چیه ؟ زن : این یک روبات ه خریده ام که کارهای خونه را بکنه . مرد قزوینی از دیدن باسن مرد خوشحال شد و زنش را بدنبال کاری فرستاد . هر چه سعی کرد نتوانست کاری از پیش ببرد . تصمیم گرفت که دریلی بیاورد تا برای همیشه راحت شود . روبات از ترس به صدا در آمد و گفت : یکبار دیگر امتحان کن ... یکبار دیگر امتحان کن ...
میزبانی وب ، ثبت دامنه ، طراحی سایت
>>> www.iransitco.com

1- برای تشکر بر روی دکمه تشکر کلیک کنید .
2- پیشنهادات خود را برای ما ارسال کنید .
Saleh
مدیر سایت
مدیر سایت
 
پست ها : 1279
تاريخ عضويت: جمعه دي ماه 15, 1384 12:00 am
محل سکونت: ایران - خراسان شمالی
کرده تشکر: 44 بار
شده تشکر: 42 بار

پستتوسط Saleh » جمعه اسفند ماه 16, 1387 10:17 pm

از یه قزوینی پرسیدند : آقا وصیتت چیه ؟ گفت : بعد از مرگم جسدم را بسوزانید . بعد خاکسترم را پودر بچه کنید .
میزبانی وب ، ثبت دامنه ، طراحی سایت
>>> www.iransitco.com

1- برای تشکر بر روی دکمه تشکر کلیک کنید .
2- پیشنهادات خود را برای ما ارسال کنید .
Saleh
مدیر سایت
مدیر سایت
 
پست ها : 1279
تاريخ عضويت: جمعه دي ماه 15, 1384 12:00 am
محل سکونت: ایران - خراسان شمالی
کرده تشکر: 44 بار
شده تشکر: 42 بار

پستتوسط Saleh » جمعه اسفند ماه 16, 1387 10:18 pm

حسن آقا به دوست قزوینی اش میرسه و میگه : سلام اکبر اقا حال شما چطوره ؟ اکبر اقا قزوینی با شرمندگی به دوستش میگه : سلام حسن اقا . ببخشین که از روبه رو نشناختمتون
میزبانی وب ، ثبت دامنه ، طراحی سایت
>>> www.iransitco.com

1- برای تشکر بر روی دکمه تشکر کلیک کنید .
2- پیشنهادات خود را برای ما ارسال کنید .
Saleh
مدیر سایت
مدیر سایت
 
پست ها : 1279
تاريخ عضويت: جمعه دي ماه 15, 1384 12:00 am
محل سکونت: ایران - خراسان شمالی
کرده تشکر: 44 بار
شده تشکر: 42 بار

پستتوسط Saleh » جمعه اسفند ماه 16, 1387 10:19 pm

قزوینی وصیت کرد که قبرش را سطح شیب دار بسازند . از او علت اینکارو پرسیدند ؟ گفت : بعد از مرگم بچه ها بیایند و روی قبرم سرسره بازی کنند .
میزبانی وب ، ثبت دامنه ، طراحی سایت
>>> www.iransitco.com

1- برای تشکر بر روی دکمه تشکر کلیک کنید .
2- پیشنهادات خود را برای ما ارسال کنید .
Saleh
مدیر سایت
مدیر سایت
 
پست ها : 1279
تاريخ عضويت: جمعه دي ماه 15, 1384 12:00 am
محل سکونت: ایران - خراسان شمالی
کرده تشکر: 44 بار
شده تشکر: 42 بار

پستتوسط Saleh » جمعه اسفند ماه 16, 1387 10:36 pm

روزی قزوینی بدوستش مگه بیا . دکان . باز کنیم دوستش می پرسه چطوری ؟ قزوینی میگه یک کان من دارم یک   کان هم تو بگذار روی هم میشه دکان .
میزبانی وب ، ثبت دامنه ، طراحی سایت
>>> www.iransitco.com

1- برای تشکر بر روی دکمه تشکر کلیک کنید .
2- پیشنهادات خود را برای ما ارسال کنید .
Saleh
مدیر سایت
مدیر سایت
 
پست ها : 1279
تاريخ عضويت: جمعه دي ماه 15, 1384 12:00 am
محل سکونت: ایران - خراسان شمالی
کرده تشکر: 44 بار
شده تشکر: 42 بار

پستتوسط Saleh » جمعه اسفند ماه 16, 1387 11:03 pm

شخصی به قزوین رفت و داشت با انگشتش کونش را می خاراند . قزوینی به او رسید و گفت : ببین بالام جان از این خورده مورده کاری ها نکن دیگه !!!
میزبانی وب ، ثبت دامنه ، طراحی سایت
>>> www.iransitco.com

1- برای تشکر بر روی دکمه تشکر کلیک کنید .
2- پیشنهادات خود را برای ما ارسال کنید .
Saleh
مدیر سایت
مدیر سایت
 
پست ها : 1279
تاريخ عضويت: جمعه دي ماه 15, 1384 12:00 am
محل سکونت: ایران - خراسان شمالی
کرده تشکر: 44 بار
شده تشکر: 42 بار

پستتوسط Saleh » جمعه اسفند ماه 16, 1387 11:42 pm

پسر جوانی رفت قزوین . پولش افتاد زمین ولی چون شنیده بود خطرناک است که دولا بشه همانطور ایستاده بود بالا سر پولش . پسرمردی از آنجا رد میشد . دید پسر غمگین ایستاده . علت را جویا شد . پسر ماجرا را تعریف کرد پیرمرد خندید و گفت : پسرم اسن حرف ها مال قدیم . ندیماست . پسر خوشحال شد و تا دولا شد پول را برداره . پیرمرد به اون انگشت رسوند . پسر با تعجب گفت : تو که گفتی اینکارها مال قدیماست _ خوب منهم مال زمان قدیمم دیگه !!!
میزبانی وب ، ثبت دامنه ، طراحی سایت
>>> www.iransitco.com

1- برای تشکر بر روی دکمه تشکر کلیک کنید .
2- پیشنهادات خود را برای ما ارسال کنید .
Saleh
مدیر سایت
مدیر سایت
 
پست ها : 1279
تاريخ عضويت: جمعه دي ماه 15, 1384 12:00 am
محل سکونت: ایران - خراسان شمالی
کرده تشکر: 44 بار
شده تشکر: 42 بار

پستتوسط tanha » دوشنبه ارديبهشت ماه 28, 1388 10:13 am

پسري خدمت سربازيشو توي قزوين تموم مي كنه موقع خروج از پادگان كارت پايان خدمتش مي افته زمين مي خواسته دولا شه كارت را برداره ياد حرف پدرش مي افته كه گفته بود پسرم تو قزوين هيچ وقت دولا نشو!!!!!!!!
پسره بي خيال كارته ميشه و ميره...........بعد ازمدتي راهش مي افته جلوي همون پادگانمي بينه كارتش هنوز اونجاست دولا ميشه كه برداره يهو سه نفر.........................

خدا رحمتش كنه

برای نویسنده این مطلب tanha تشکر کننده ها:
Saleh (شنبه مرداد ماه 1, 1390 7:09 pm)
رتبه: 33.33%
 
tanha
کاربر جدید
کاربر جدید
 
پست ها : 4
تاريخ عضويت: شنبه ارديبهشت ماه 25, 1388 12:00 am
کرده تشکر: 1 دفعه
شده تشکر: 2 بار

پستتوسط tanha » چهارشنبه ارديبهشت ماه 30, 1388 9:29 am

يه رشتي قزويني واصفهاني مي ميرند ميرن اون دنيا خدا بهشون مي گه شما بايد بريد جهنم ......به پاي خدا مي افتن كه غلط كرديم ببخشيد به ما يه فرصت ديگه بده.............خدا قبول ميكنه بهشون فرصت بده به رشتيه ميگه بي غيرتيتو مي ذاري كنار به اصفهاني ميگه ديگه نبايد بخيل باشي وبه قزويني ميگه كاراي خلافت رو بايد بزاري كنار.اونا برميگردن به اين دنيا رشتي ميره خونش مي بينه زنش با بقال محلشون در حمومه از روش نمياد بره چيزي بگه همونجا مي ميره.اصفهاني وقزويني هم داشتن باهم مي رفتن كه اصفهاني روي زمين يه هزار تومني مي بينه قزويني ميگه تورو خدا خم نشو ولي اون گوش نمي د خم مي شه وقزويني هم...............................هردوشون اونجا مي ميرن.
tanha
کاربر جدید
کاربر جدید
 
پست ها : 4
تاريخ عضويت: شنبه ارديبهشت ماه 25, 1388 12:00 am
کرده تشکر: 1 دفعه
شده تشکر: 2 بار

پستتوسط Saleh » سه شنبه خرداد ماه 12, 1388 9:42 pm

ادعای مورخین قزوینی : کسی که پیراهن یوزارسیف را از پشت پاره کرده ، پوتیفار بوده نه زلیخا
میزبانی وب ، ثبت دامنه ، طراحی سایت
>>> www.iransitco.com

1- برای تشکر بر روی دکمه تشکر کلیک کنید .
2- پیشنهادات خود را برای ما ارسال کنید .
Saleh
مدیر سایت
مدیر سایت
 
پست ها : 1279
تاريخ عضويت: جمعه دي ماه 15, 1384 12:00 am
محل سکونت: ایران - خراسان شمالی
کرده تشکر: 44 بار
شده تشکر: 42 بار

بعدي

بازگشت به لطیفه

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 0 مهمان

cron