لطیفه : لری . . .

لطیفه : لری . . .

پستتوسط Saleh » شنبه اسفند ماه 23, 1387 2:24 am

مردم لرستان براي همدردي با مردم غزه کودکان خود را به گلوله بستند  :?:

اینم جدیدش : شعار انتخاباتی یك لر 1- انتقال برج میلاد به خرم آباد 2- لوله كشی نوشابه به درب منازل 3- افزایش امامزاده ها به سه برابر 4- مسقف كردن كل شهر 5- احداث اتوبان خرم آباد به نیویورك 6- افزایش شبهای جمعه
Saleh
مدیر سایت
مدیر سایت
 
پست ها : 1279
تاريخ عضويت: جمعه دي ماه 15, 1384 12:00 am
محل سکونت: ایران - خراسان شمالی
کرده تشکر: 44 بار
شده تشکر: 42 بار

پستتوسط Saleh » پنج شنبه اسفند ماه 27, 1388 8:39 pm

1- لره زنگ میزنه قم میگه آقا لطفا یه امام جمعه برای ما بفرستین… میگن:
یکی فرستادیم… لره میگه: اونو کشتیم باهاش امامزاده ساختیم یکی دیگه
بفرستین !!!

2- از لره می پرسن آرزوت چیه؟ میگه: دکتربشم از اتاق عمل بیام بیرون بگم: متاسفم

3- لره با شلوار ورزشی میره مسجد بهش میگن چرا با شلوار ورزشی اومدی مسجد ؟
میگه امروز مسابقه قرآن دارم!
میزبانی وب ، ثبت دامنه ، طراحی سایت
>>> www.iransitco.com

1- برای تشکر بر روی دکمه تشکر کلیک کنید .
2- پیشنهادات خود را برای ما ارسال کنید .
Saleh
مدیر سایت
مدیر سایت
 
پست ها : 1279
تاريخ عضويت: جمعه دي ماه 15, 1384 12:00 am
محل سکونت: ایران - خراسان شمالی
کرده تشکر: 44 بار
شده تشکر: 42 بار

پستتوسط Saleh » شنبه فروردين ماه 14, 1389 2:45 pm

[align=justify]لره داروخونه داشته، یك روز  جلو در مغازه بزرگ مینویسه: سوسك كش جدید رسید! خلاصه بعد یك مدت یك بابایی میاد تو میگه: ببخشید، جریان این سوسك‌كش جدید چیه؟ این خونة ما رو سوسك سر گرفته. لره میگه: این دارو خیلی جدیده و بازدهیش هم تضمینیه. شما این دارو رو میریزید تو یك قطره چكون، بعد كشیك میكشید تا سوسكها رو بگیرید. هر سوسك رو كه گرفتید، در روز سه نوبت (صبح و ظهر و شب) تو هر چشمش دو قطره ازین دارو میچكونید،بعد از یك مدت سوسكها كور میشن و خودشون از گشنگی میمیرن! یارو كف میكنه، میگه: خوب آخه اگه سوسكها رو بگیریم كه همونجا درجا می‌كشیمشون!  لره میره تو فكر، بعد یك مدت میگه: آره خوب، ازون راهم مِشِه[/align]
Saleh
مدیر سایت
مدیر سایت
 
پست ها : 1279
تاريخ عضويت: جمعه دي ماه 15, 1384 12:00 am
محل سکونت: ایران - خراسان شمالی
کرده تشکر: 44 بار
شده تشکر: 42 بار

پستتوسط Saleh » شنبه ارديبهشت ماه 31, 1389 12:03 am

ترکه با لره میرن بیرون شهر و تو چادر میخوابن، نصفه های شب لره ترکه رو بیدار می كنه میگه: به آسمون نگاه كن چی میبینی؟ ترکه: یه عالمه ستاره! لره : از اینهمه ستاره چی می فهمی؟ ترکه: از چه نظر؟ ستاره شناسی؟ الهیات؟ فلسفه؟ از كدوم زاویه بگم؟ تو چی میفهمی؟ لره: احمق! چادرمونو دزدیدن
Saleh
مدیر سایت
مدیر سایت
 
پست ها : 1279
تاريخ عضويت: جمعه دي ماه 15, 1384 12:00 am
محل سکونت: ایران - خراسان شمالی
کرده تشکر: 44 بار
شده تشکر: 42 بار

پستتوسط Saleh » دوشنبه خرداد ماه 10, 1389 1:20 pm

لره یه جسد می بره پزشکی قانونی.بهش میگن: چطور مرده؟ میگه: سم خورده.میگن: پس چرا زخمیه؟ میگه: آخه نمی خورد
Saleh
مدیر سایت
مدیر سایت
 
پست ها : 1279
تاريخ عضويت: جمعه دي ماه 15, 1384 12:00 am
محل سکونت: ایران - خراسان شمالی
کرده تشکر: 44 بار
شده تشکر: 42 بار

پستتوسط Saleh » يکشنبه تير ماه 13, 1389 4:37 pm

به لره کار ميدن که کف اتوبان رو لاين بکشه… روز اول 20 کيلومتر رنگ ميزنه… روز دوم 10کيلومتر رو و روز سوم کمتر از يه کيلومتر… صاحب کارش بهش ميگه هوي چرا تو هر روز کمتر از ديروز کار ميکني…؟ ميگه: “من نميتونم بهتر از اين کار کنم… چون هر روز دارم از قوطي رنگ دورتر ميشم
Saleh
مدیر سایت
مدیر سایت
 
پست ها : 1279
تاريخ عضويت: جمعه دي ماه 15, 1384 12:00 am
محل سکونت: ایران - خراسان شمالی
کرده تشکر: 44 بار
شده تشکر: 42 بار

پستتوسط Saleh » يکشنبه مرداد ماه 2, 1389 12:49 am

چهار تا لر رفتن جهنم ، بعد از شش ماه برگشتند ، بهشون گفتند چطور بود ؟ گفتند : سخت بود ولی خاموشش کردیم


:!:  :!:  :!:
Saleh
مدیر سایت
مدیر سایت
 
پست ها : 1279
تاريخ عضويت: جمعه دي ماه 15, 1384 12:00 am
محل سکونت: ایران - خراسان شمالی
کرده تشکر: 44 بار
شده تشکر: 42 بار

پستتوسط Saleh » پنج شنبه مرداد ماه 14, 1389 5:00 pm

به لره میگن عجب مملکت خر تو خری داریم میگه آره بابا من 3 بار رفتم سربازی هیچکی نفهمید
-
به لره میگن چرا میری سربازی؟ میگه والا فقط به خاطر مرخصی هاش
Saleh
مدیر سایت
مدیر سایت
 
پست ها : 1279
تاريخ عضويت: جمعه دي ماه 15, 1384 12:00 am
محل سکونت: ایران - خراسان شمالی
کرده تشکر: 44 بار
شده تشکر: 42 بار

Re: لطیفه :مشهدی . .

پستتوسط hadiss » جمعه مرداد ماه 22, 1389 5:42 am

1
- پیام LOve مشهدی:

مدنی الان چی حال مداد؟

حال مداد تو اینجه بودی و مو از پشت سر می امدوم

و موگفتم پخ!! بعد تو مترسیدی…

مو مگفتم نترس .. مویوم عشقت …



2- به مشهدی میگن با ۳ تا مداد جمله بسازگه : یه دوست دختر داشتم آی مداد، آی مداد ،آی مداد!!!



3- یک فعل چند منظوره در لهجه شیرین مشهدی:

مو بوروم: من بروم.

مو بوروم: من می بُرم.

مو بوروم: من می بَرَم.

مو بوروم: من برنده می شوم.

مو بوروم: من مو بور هستa

برای نویسنده این مطلب hadiss تشکر کننده ها:
Saleh (شنبه مرداد ماه 1, 1390 7:09 pm)
رتبه: 33.33%
 
hadiss
کاربر جدید
کاربر جدید
 
پست ها : 9
تاريخ عضويت: دوشنبه مرداد ماه 10, 1389 12:00 am
کرده تشکر: 8 بار
شده تشکر: 5 بار

پستتوسط Saleh » جمعه مرداد ماه 22, 1389 7:08 am

hadiss عزیز مرسی
جالب بود . ولی کاش در قسمت لطیفه های متفرقه ارسال می کردی .

ممنون
Saleh
مدیر سایت
مدیر سایت
 
پست ها : 1279
تاريخ عضويت: جمعه دي ماه 15, 1384 12:00 am
محل سکونت: ایران - خراسان شمالی
کرده تشکر: 44 بار
شده تشکر: 42 بار

پستتوسط Saleh » شنبه مرداد ماه 22, 1389 3:45 am

لره تو حجله نميدونسته چجوري حالي كنه به عروس كه شروع كنه. ميگه شنيدم ميدي
Saleh
مدیر سایت
مدیر سایت
 
پست ها : 1279
تاريخ عضويت: جمعه دي ماه 15, 1384 12:00 am
محل سکونت: ایران - خراسان شمالی
کرده تشکر: 44 بار
شده تشکر: 42 بار

پستتوسط Saleh » يکشنبه مرداد ماه 24, 1389 10:51 pm

تو اردبيل برق ميره، ترکه يه قابلمه بر ميداره ميره در خونه لره. لره درو باز مبکنه ترکه ميگي يکمي برق داري بدي، لره ميگه خاک تو اون سرت کرخر واسه همينه ميگن ترکا خرن برو يه ظرف پلاستيکي بيار برق نگيرتت
Saleh
مدیر سایت
مدیر سایت
 
پست ها : 1279
تاريخ عضويت: جمعه دي ماه 15, 1384 12:00 am
محل سکونت: ایران - خراسان شمالی
کرده تشکر: 44 بار
شده تشکر: 42 بار

پستتوسط Saleh » دوشنبه شهريور ماه 22, 1389 6:13 pm

لره تو اتوبوس مى گوزه،دختره که بغلش نشسته بود ميگه بى شعور اين چه کارى بودکردى؟لره مى گه مى خواستم سرصحبت رو باز کنم

لره میره آمریکا، یه زن خراب میبینه، میگه: چند؟ زنه میگه: پنج دلار همینجا، ده دلار تو پارک، بیست دلار خونه، پنجاه دلار هتل! بنده خدا پنجاه دلار میده. زنه با خوشحالی میگه: ای ول، هتل؟ لره میگه: نه، ده بار همینجا
Saleh
مدیر سایت
مدیر سایت
 
پست ها : 1279
تاريخ عضويت: جمعه دي ماه 15, 1384 12:00 am
محل سکونت: ایران - خراسان شمالی
کرده تشکر: 44 بار
شده تشکر: 42 بار

پستتوسط Saleh » چهارشنبه شهريور ماه 23, 1389 3:23 am

به لره توپ فوتبال نشون دادن و گفتن : اين چيه؟ طرف کلي فکر کرد و گفت : شطرنج گردالي

هروقت يه لر بهت زل زد نپرس چته.چون گوزيده ميخواد ببينه فهميدي يا نه!!!

. به لره میگن برادرت تیر خورد تو سرش و شهید شد میگه خداشکر تیر تو چشمش نخورد کور بشه
Saleh
مدیر سایت
مدیر سایت
 
پست ها : 1279
تاريخ عضويت: جمعه دي ماه 15, 1384 12:00 am
محل سکونت: ایران - خراسان شمالی
کرده تشکر: 44 بار
شده تشکر: 42 بار

پستتوسط Saleh » يکشنبه آبان ماه 2, 1389 7:42 pm

ترکه سرش ميخوره به ميله وسط اتوبوس، جا به جا ولو ميشه كف اتوبوس. بعد از چند لحظه، چشماشو باز ميكنه مي بينه ملتي كه واستادن بالا سرش ميله رو گرفتن، ميگه: ولش كنين ببينم چي مي گه
Saleh
مدیر سایت
مدیر سایت
 
پست ها : 1279
تاريخ عضويت: جمعه دي ماه 15, 1384 12:00 am
محل سکونت: ایران - خراسان شمالی
کرده تشکر: 44 بار
شده تشکر: 42 بار

بعدي

بازگشت به لطیفه

چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 0 مهمان

cron